سفری بی انتها
من وجودمو پیدا کردم با رنج بدون نفع کابوس هر شب مرگ و با تلخیم کردم عوض
شدم یه فراری تو جاده ی مصیبت و ترسیدم مثل همه مسافرا هستم علفی هرز
فهمیدم سفر من بود یه خواب تلخ و دروغ نوری که دیده نمی شد بود یه نور پر فروغ
این عهدو با خودم بستم از سرش نرم بیرون ولی باید زخم دیرینه شستشو بشه با خون
گناهام بخشیده نشده کفه شده سنگین عجب احساس بدیه که روحت بشه غمگین
بعد از این همه خوشی همه چیز شده عوض دیگه حتی پشیمونی هم مرحم نیست واسه این مرض
مرحم باوری که باید گذشته ها میشد که تو ثروت و مادیات کسی حسرت نمی خورد
من تو خاکی ایجاد شدم که تهش رفت به سیاه چال پس تخفیف مجازاتم باست بشم از همه حلال

مغزتو داری پر می کنی با افکار پوچ اینو باید بدونی با مرگ فقط تو می کنی کوچ
ذهنتو آزاد کن به من بده گوش افکار واهی رو تو مغزت بکن خاموش
روح تو مادی نیست هیچ وقت نمیمیره
اون چیزی که همیشه اسیره جسمته که به این دنیا زنجیره
مرگ رها میکنه روحو از بند اسارت پروازش میده اونو به سمت ابدیت
تو اسمشو گذاشتی مرگ من بهش میگم تولد دنیایی تازه به آزادی روح و فرارش از کالبد
زندگی بعد از مرگ یک حقیقت پنهانه آرامش بعد از درد دنیایی فراتر از زمانه
اینو بفهم با مرگ هیچ چیز تموم نمیشه این تولدی دوبارست به دنیایی برای همیشه
زندگیه بعد از مرگ منو شما جایی واسه زندگی بالاتر از ستاره ها
آغاز تولد دوباره ای بعد از ندا سفری بی انتها واسه رسیدن به خدا

چرا صداقت من دلیل نشد واسه نفسم منتظر همه چیز بودم جز زیر سنگ قبرم
تو تجمع اوهام چرا زود از پیشم میرین تورو خدا تنهام نزارید چون تنها امید مین
شب نحس کرده کمین واسه روح سردو خستم آیا این واقعیت داره که میادو تنها هستم
چرا باید زندگی میکردیم که این باشه قسمت چرا تو انبوه مادیات انگار گم شدیم تو شهوت
سهم من از این دنیا بود دو چشم کورو حریص وجود ثروت زیاد نفسم رو کرده خبیث
چرا دینتو با خدا و وعده هات نکردی با دین چرا فقط در ظاهر خودتو نشون دادی امین
من تا بحال راجع به خودای خود نگفتم کفر سر هر چیز تازه که بهم داد کردمش شکر
شکر گذاری فقط ملاک نیست بایست کنی ادای دین با این اعمال باید بریم به جهنم پاشو بریم
پاشو بریم....

زندگیه بعد از مرگ منو شما جایی واسه زندگی بالاتر از ستاره ها
آغاز تولد دوباره ای بعد از ندا سفری بی انتها واسه رسیدن به خدا

این دنیا مثل پلیه که هممون میکنیم ازش عبور پایینش جهنم اون ور پل بهشت نه نزدیکه نه دور راحت میوفتی از پل با کارای کثیف و زشت پس قدم هاتو محکم بردار و برو به سمت سرنوشت .خشت به خشت جاتو محکم کن تو قلب بهشت حرفامو باور داری یا چیز دیگه ای تو کلته؟ مهم نیست راجع بهش فکر کن این بهترین فرصته. راه درست یا غلت یکیش میشه انتخابت دیگه انتخابی وجود نداره وقتی فرشته ی مرگ میاد سراغت
صاحبت رو ببر اسب با تمام وجود و قدرت همون که خلقت کرد اما نبودی تو بی علت .اختیارشو داری فکر کنی منفی یا مثبت .مرگ فرار روحه از این جسم خاکی هجرت انسان به دنیایی پر از پاکی . منم میترسم از مرگ به همین شدت که نمیدونم آخرش چی میشه سعادت یا ذلت...

دنیا یه فرصته یه فرصت که خدا بهت داده بهتره که خوب حواستو جمع کنی چون ممکنه خیلی چیزارو از دست بدی باید بدونی که هر لحظه ممکنه مرگ بیاد سراغت پس همیشه آماده باش آماده برای زندگی بعد از مرگ.