اصلا من نمیدونم دیگه چی بگم
تر تر مثه يه رويــا، خيس خيسي مثـه شبنم
قصه هاي عاشقي رو مي نويسي روي قلبم
پرم از شوق شکفتن توي لحظه هــاي ديدار
تو چي داري توي چشمات که شب از چشات مي ترسه
هر پريزاده عاشق، اسمتو از مــن مي پــرسه
تو همون فرشته هستي که از آسمون رسيــدي
از تـن ابــرا گذشتي پاک و مهــــربون رسيـــدي
سيبهاي ســرخ بهشتو واســه سوغاتي آوردي
شــدي دلــداده عـاشق، دلتو به مـــن سپردي
روي قلب مــــــن نوشتــي توي قلبتم هميشه
تــو تمــوم آرزومــي، زندگي بـــي تـــو نميشه
.................................................................
تقديم به همه دوستان و عزيزاني که هميشه
همراه ما هستند.......
و با نظرات گرم و سازنده اشان
ما رو تشويق به نوشتن ميکنند
تقديم به همه هموطنان خوبم.
+ نوشته شده در 2008/2/25 ساعت توسط salite
|