نفرین

اشکای منه که مثل بارون می ریزه
این همون خش خش برگای پاییزه
میخوام اینو بگم تا ابد بدونی
غم دوست داشتن هات سردیه خزوونه . . .
یه صدا یه کابوس تلخ
خدایا !
برس به فریاد مردی در این سکوت شب
می خوام نقاشی کنم در آسمان تو ستاره ای با دستان خودم
نفرینو بهش ببخشم
وقتی شبی زیر بارون نشستم
با هر نفس ابری سیاه بسازم
ستاره رو نبینم
دستارو بالا میارم اما فاصله ها یه مانع اند
ابرا می خوان شکلی بسازن
می خوان بگن باید بخندم
به این رویای تلخ اما من میگم
نفرین به این سرنوشت که خدای ما با دستای خودش واسه منو تو نوشت
***
حالا تویی اون ستاره اسم من کرکس
با اون شبای تیره و تارت
همیشه در قلب منی جای دیگه نداری که بری
شمردم ستاره ها رو کنارت اما ماهو حساب نکردیم
حالا وقتی نگاه می کنم ماهو تنها میبینم
چشمک هر ستاره یعنی یه خاطره بین ما
تو ای ستاره به من نگاه کن
منو از اینجا هم رها کن
نفسای آخر همین نفساست
بزار غرور در من بمیره
اگه مردی رو یه سنگ تعریف می کنن
من اون مرد نیستم
بزار در این بالا بمیرم
***
تو برو خورشید هنوز میتابه
هنوز چشمام میبینن که دستم روی کاغذ میتازه
حتی اگه ستارهام نباشن ماهه منه که هنوز میتابه
بدون سزای بنده ی خوب خداست دوباره
ایمان دام که هنوز بین بندهات فرقی نذاشتی
ایمانمو نگه می دارم اما نفرینم نکن
این حقیرویه نگاه بکن
من در خودم مردم
زندگی دوباره ازت می خوام
نفس تازه
واسه لحظه ای بعد
زندگی من با این سرنوشت نفرینی زرد
خدای من منو ببخش اگه شایسته ی این حرفا نبودم
((((((()))))))
اولا الکی نیا پایین ثانیان حتما بخون و نظر بده ![]()
حتما