من اون خاکم....
من اون خاکم به زیر پا ولی مغرور مغرورم
به تاریکی منم تاریک ولی پر نور پور نورم
اگه گلبرگ بی تابم به شبنم رو نمی آرم
اگه تشنه تو خورشیدم به سایه تن نمی کارم
من اون دردم که هر جایی پی مرحم نمیگرده
چه غم دارم اگه دنیا به کام من نمی چرخه
نمی چرخه .... نمی چرخه...
من اون آهم که با هر کس سر سفره نمی شینه
من اون شوقم که اشکامو به جز محرم نمیبینه
اگه من ساقه ی خشکم به دریا دل نمیبندم
اگه بارون پر بارم به صحرا دل نمیبندم
چه مغرورم ... چه مغرورم... چه مغرورم
من اون دردم که هر جایی پی مرحم نمیگرده
چه غم دارم اگه دنیا به کام من نمی چرخه
نمی چرخه .... نمی چرخه...

+ نوشته شده در 2009/3/8 ساعت توسط salite
|