|
خوابی عجیب و تاثیر گذار اغلب به سراغم می آید خواب زنی ناشناس که دوستم دارد و دوستش دارم و هر بار نه همان است و نه دیگری که دوستم دارد وبا من آشناست با من آشناست و قلبم . افسوس برای او فقط برای او روشن است و دیگر مسئله نیست فقط اوست که میداند رطوبت پیشانی رنگ پریده ام را چگونه با اشکهایش دوباره تازه کند قهوه ای طلایی یا حنایی است ؟ نمی دانم نامش؟ به یاد می آورم دلنشین و پر طنین بود مانند نام عشاقی که زندگی جدایشان کرد نگاهش شبیه نگاه تندیس ها صدایش دور دست و آرام و بم با آهنگ صداهای عزیزی که بی صدا می ماندند. هیچ صدایی جز صدایی بی صدا مصافر را ترغیب نمیکرد صدای تو بود که می گفت: پیش بیا باز هم! قلب ترسان من قلب تاریک من می گریست تنها روی جاده ی محزون عشق آن فاتح دلچسب در میان شادی مارا به هم رساند.
|
About![]()
این وبلاگ توسط صالح متولد 1368 دانشجوی معماری و ساکن کرمان نوشته شده امیدوارم ازمطالب نهایت استفاده راببرید Archives8/23/2009 - 9/22/20095/22/2009 - 6/21/2009 4/21/2009 - 5/21/2009 3/21/2009 - 4/20/2009 2/19/2009 - 3/20/2009 12/21/2008 - 1/19/2009 11/21/2008 - 12/20/2008 10/22/2008 - 11/20/2008 9/22/2008 - 10/21/2008 8/22/2008 - 9/21/2008 7/22/2008 - 8/21/2008 4/20/2008 - 5/20/2008 2/20/2008 - 3/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 1/21/2007 - 2/19/2007 11/22/2006 - 12/21/2006 10/23/2006 - 11/21/2006 7/23/2006 - 8/22/2006 6/22/2006 - 7/22/2006 5/22/2006 - 6/21/2006 Links
باران زده
قالب هاي بهار بيست
|